نظر علي الطالقاني
57
كاشف الأسرار ( فارسى )
چشم عقل گردش مىكند و لذا هر چه در خيال است همان به خواب آيد . نشنيدهاى شتر در خواب بيند پنبهدانه و فيل را نگذارند خواب سير نمايد كه مبادا هندوستان را خواب ببيند ؟ گويند از مجنون سؤال كردند حق با حسن ( ع ) است يا با معاويه ؟ گفت حق با ليلى است . شنيدهاى كه ليلى را فصد كردند از رگ مجنون خون جستن نمود ؟ و شخص ناقص به دو چيز در يك زمان نتواند توجه نمود ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ 145 : خدا در دل يك مرد ، دو دل قرار نداده . چون خواهى خود را بينى ، از نيك و بد آينه بىخبرى و چون خواهى آينه را بينى ، خود را نبينى و اما آنان كه لا يشغلهم شيء عن شيء 146 چنانچه همه چيز را مىبينند ، از همه عيب پاكند و سخن در ايشان نيست . و بالمقايسه فهميدى سرّ بغض الشّيء ايضا يعمى و يصمّ . سؤال : آخر فائده اين محبت چه بود كه خداوند حكيم او را آفريد ؟ جواب : اگر شخص خود را دوست ندارد ، تكميل خود و ترقى خود را دوست ندارد و چگونه نقص و تنزل را ننگ دارد و از وى فرار كند ؟ با آن كه در جاى خود ثابت شده و در مجالس سالهاى پيش گفتهايم كه شوق و عشق و محبت سارى در هر موجودى است و الّا چيزى به غايت نرسيدى ، پس ايجاد وى عبث و لغو بودى تعالى اللّه عن ذلك علّوا كبيرا . بلكه خداوند حكيم نيز محبت دارد كه عين ذات او است . اگر او نداشته چگونه به ممكنات سرايت نمودى ؟ و آيات پيش را ياد كن و حديث كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف فخلقت خلقا لكى اعرف 147 را بخوان . پس از آنچه ياد آمد مبرهن شد كه اين محبت قابل زوال نيست و ممتنع است . بلى گاهى عشق به جائى رسد كه تو را از تو بىخبر كند و حكايت در عشق مجازى بسيار است . محبوبه شخصى مريض شد و از براى او شوربا درست مىكرد و نگاهش به او بود . وقتى ملتفت شد كه به دست خود بهم زده و به جز استخوان از دست وى باقى نمانده . و حكايت شده مردى در بازار بغداد به زنى پريد و با او جمع شد . او را پاره پاره كردند و به جز منى از او خارج نشد و همه خونش منى شده بود . خوشا آنان كه عشق ايشان حقيقى است . و فى مناجاة الكليم ( ع ) يا بن عمران كذب من زعم انّه يحبّنى فاذا جنّه اللّيل نام عنّى أ ليس كلّ محبّ يحبّ خلوة حبيبهها انا ذا يا بن عمران مطّلع على احبّائى اذا جنّهم اللّيل حوّلت ابصارهم الىّ من قلوبهم و مثّلت عقوبتى بين عيونهم يخاطبونى عن المشاهدة و يكلّمونى عن الحضور يا بن عمران هب لى من قلبك